تبليغاتX
سپیده دم

سپیده دم

سپیده دم

 

رنگین کمان پاداش کسانیست که تا آخرین قطره زیر باران می مانند

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 اسفند1387ساعت 12:4 بعد از ظهر  توسط شیرین  | 

در آن پر شور لحظه

دل من با چه اصراري ترا خواست،

و من ميدانم چرا خواست،

و مي دانم كه پوچ هستي و اين لحظه هاي پژمرنده

كه نامش عمر و دنياست ،

اگر باشي تو با من، خوب و جاويدان و زيباست .

                                  

                                         م.امید

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 اسفند1387ساعت 8:0 بعد از ظهر  توسط شیرین  | 

شبهای خوب خدا

شب قدر است و طي شد نامه هجر/ سلام هي‌حتي‌مطلع‌الفجر» شايد هيچ كس مثل حافظ به اين خوبي شب قدر را تعريف نكرده باشد؛ «طي شدن نامه هجر» سر آمدن زمان دوري.
مي‌گويند براي بني‌آدم هميشه فرصت راز و نياز با خدا هست، اما بعضي وقت‌ها انگار قرار است، صداي ما شنيدني‌تر شود.

 قرار است حجاب‌هاي اين هفت پرده آسمان كنار بروند تا ما بي‌واسطه‌تر با او سخن بگوييم. تا هر چه ديوار مجازي است، در دلمان پايين بريزيم و فرياد بكشيم: «الغوث، الغوث، خلصنا من النار يارب!» تا صداي استغاثه‌مان را بشنود و ما صداي لبيكش را با همه قلبمان حس كنيم.

مي‌گويند قدر در لغت به معناي اندازه و اندازه‌گيري است، اما معناي اصطلاحي قدر را ويژگي هستي و وجود هر چيز و چگونگي آفرينش آن دانسته‌اند. شب قدر شبي است كه همه مقدرات تقدير مي‌شود و قالب معين و اندازه خاص هر پديده، روشن و اندازه‌گيري مي‌شود. شبي كه سرنوشت يك سال آدمي رقم مي‌خورد. شايد به خاطر همين چيزهاست كه خوابيدن را در شب قدر مذموم دانسته‌اند. شايد به خاطر همين است كه تو بايد بيدار بنشيني و اسماء مبارك او را دوره كني تا بگويي كه من با بيداري تمام، با خلوص قلب و درست در زماني تقديرم را پذيرفتم كه داشتم نام مبارك تو را عاشقانه فرياد مي‌زدم.

طبق روايات ما شيعيان يكي از شب‌هاي نوزدهم، بيست و يكم و به احتمال زياد بيست‌و‌سوم ماه مبارك رمضان شب قدر دانسته شده است. در اين شب كه شب نزول قرآن نيز به شمار مي‌آيد عبادت فضيلت فراوان دارد و در نيكويي سرنوشت يك ساله بسيار موثر است. قرآن درباره اين ماه مي‌گويد: «شَه­رُ رَمَضانَ الَّذي اُن­زِلَ فيهِ ال­قُر­انَ»؛ «ماه [مبارك] رمضان ماهي است كه در آن قرآن نازل شده است.» و سوره قدر به طور مشخص مي‌فرمايد: «اِنّا اَن­زَل­ناهُ في لَيلَه`ِ ال­قَد­رِ»، «به حقيقت ما آن [قرآن] را در شب قدر فرود آورديم.» در همين شب است كه درهاي بخشش الهي، به روي بندگان خدا باز مي‌شود و اين يكي از عاشقانه ترين وجوه شب قدر بين بندگان و خداوند است.

بهره نبردن از شب قدر، كابوسي است كه پيامبر ختمي مرتبت و تمام بزرگان دين و ائمه اطهار نسبت به آن هشدار داده‌اند.

پيامبر گرامي اسلام در اين باره فرموده‌اند:

«... نفرين بر كسي كه به شب قدر برسد و زنده باشد، اما آمرزيده نشود.» با اين حديث نقش انسان در تعيين سرنوشت خود واضح‌تر شده و معلوم مي‌شود كه بدبختي و شقاوت مقدر در شب قدر نتيجه كار خود بندگان است.

درست 362 روز براي خوابيدن فرصت داريم. تنها همين سه شب است كه مي‌شود پرده خواب را دريد و به نظاره عظمت پروردگار نشست. پروردگاري كه در اين شب منتظر نجواي عاشقانه توست. اين فصل را با من بخوان، باقي... فسانه است.

 

                                                                                                جام جم

+ نوشته شده در  شنبه 30 شهریور1387ساعت 5:9 بعد از ظهر  توسط شیرین  | 

بايد كتاب را بست.

بايد بلند شد

در امتداد وقت قدم زد،

گل را نگاه كرد،

ابهام را شنيد .

بايد دويد تا ته بودن.

بايد به بوي خاك فنا رفت.

بايد به ملتقاي درخت و خدا رسيد.

بايد نشست

نزديك انبساط

جايي ميان بيخودي و كشف.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 شهریور1387ساعت 3:44 بعد از ظهر  توسط شیرین  | 

ستاره ها را می شمارم...

ستاره ها را مى شمارم

و شب چادر بر مى چيند

معبودم به ديدار من بيا!

تو جان من و بهشت من

و همه چيز من هستى.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 شهریور1387ساعت 4:14 بعد از ظهر  توسط شیرین  | 

دیوار

گاهى ما آدمها بايد شادمان باشيم از اينكه به آرزوهايمان نمى رسيم، گاهى برداشته شدن ديوارهاى بين ما و روياهايمان، ظلمى است به خودمان و ديگران.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 شهریور1387ساعت 3:39 بعد از ظهر  توسط شیرین  | 

من به مهماني دنيا رفتم

من به دشت اندوه

من به باغ عرفان

من به ايوان چراغاني دانش رفتم

رفتم از پله مذهب بالا .

تا ته كوچه شك ،

تا هواي خنك استغنا ،

تا شب خيس محبت رفتم .

من به ديدار كسي رفتم در آن سر عشق .

رفتم . رفتم تا زن

تا چراغ لذت ،

تا سكوت خواهش ،

تا صداي پر تنهايي .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 شهریور1387ساعت 2:9 بعد از ظهر  توسط شیرین  | 

"خوشبختی" چیست؟

خوشبختي قله نيست كه فتحش كنيم، كوچه نيست كه از آن گذر كنيم، خانه هم نيست تا به آن برسيم. خوشبختى به نوع و ميزان جذب مواهب زندگى از طبيعت، از روابط اجتماعى از هنرها از كردارها مربوط مى شود و هر آنچه كه بتواند شور و شوق و تحرك در دوران ما ايحاد كند. خوشبختى تولد رنگين كمان در زندگي ماست، كانى كه خوشرنگترين "آبى ها عشق ها"، "سبزها عشق ها" و "صورتى ها عشق ها"ست.

                              خسرو شكيبايي

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 شهریور1387ساعت 10:6 بعد از ظهر  توسط شیرین  | 

هر اومدنی رفتنی داره...

آدمها به دنيا مى آيند و ميميرند. اين واقعيتي انكار ناپذير است. در اين ميان مهمترين پديده همان چيزي است كه آن را با نام « زندگى» مى شناسيم. «زندگى» فاصله ى «آمدن» و « رفتن» آدمهاست و مجموع رويدادهايى كه در آن جريان دارد «بودن» را معنا مى بخشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 شهریور1387ساعت 9:18 بعد از ظهر  توسط شیرین  | 

بد نگوییم به مهتاب اگر...

4.jpg

بد نگوئيم به مهتاب اگر تب داريم

( ديده ام گاهي در تب ، ماه مي آيد پايين ،

مي رسد دست به سقف ملكوت .

ديده ام ، سهره بهتر مي خواند .

گاه زخمي كه به پا داشته ام

زير و بم هاي زمين را به من آموخته است .

گاه در بستر بيماري من ، حجم گل چند برابرشده است .

و فزون تر شده است ،  قطر نارنج ، شعاع فانوس . )

و نترسيم از مرگ

مرگ پايان كبوتر نيست .

مرگ وارونه يك زنجره نيست .

مرگ در ذهن اقاقي جاري است .

مرگ در آب و هواي خوش انديشه نشيمن دارد .

مرگ در ذات شب دهكده از صبح سخن مي گويد .

مرگ با خوشه انگور مي آيد به دهان .

مرگ در حنجره سرخ ـ گلو مي خواند .

مرگ مسئول قشنگي پر شاپرك است .

مرگ گاهي ريحان مي چيند .

مرگ گاهي ودكا مي نوشد .

گاه در سايه نشسته است به ما مي نگرد .

و همه مي دانيم

ريه هاي لذت ، پر از اكسيژن مرگ است . )

در نبنديم به روي سخن زنده تقدير كه از پشت چپرهاي صدا مي شنويم

24ne741.jpg

+ نوشته شده در  شنبه 2 شهریور1387ساعت 7:35 بعد از ظهر  توسط شیرین  |